025-32931503-4
09384652868
قم، 45 متری صدوق، نبش کوچه 11، زیرزمین داروخانه صادقی، پلاک 189

صفحه اصلی

     







تاریخچه فعایت آموزشگاه مکتب خانه میرزا عبدالله (قم):



هرچند آموزش موسیقی توسط مدیر مسئول آموزشگاه به طور غیر رسمی از سال 1368 در شهر قم آغاز گردید، لیکن با صدور اولین مجوز موسیقی رسمی در استان قم در سال 1382 فعالیت رسمی خود را تحت نظارت اداره فرهنگ ارشاد اسلامی قم شروع نمود.

این آموزشگاه نام خود را وام دار بزرگ مرد تاریخ موسیقی دستگاهی ایرانی، مرحوم میرزا عبدالله فراهانی می باشد.

میرزا عبدالله برای اولین بار نغمات ارزشمند قدیمی موسیقی ایرانی را که در مکتب پدر بزرگوارشان، مرحوم آقا علی اکبر فراهانی و سپس پسر عموی پدر مرحوم آقا غلامحسین فرا گرفته بود، به شکل موسیقی دستگاهی امروز شامل هفت دستگاه و پنج دستگاه آواز تدوین و گردآوری نمود و با تأسیس مکتبی شاخص و برجسته به نسل بعد از خود آموخت.




امکانات فنی ، رفاهی و آموزشی مکتب خانه میرزا عبدالله (قم):

آموزشگاه موسیقی مکتب خانه در حال حاضر دارای کلاسهای متعدد آموزشی برای اکثرسازهــــــــای ایرانی ازقبیـــــــــــل تار، سه تار،سنتور،تمبک،دف،نی هفت بند،کمانچه، تنبور، بربط، ونیز سازهای جهانی شامل گیتار،ویلن،پیانو، فلوت،ساز دهنی( هارمونیکا) و... وهمچنین آواز ایرانی ،وکلاسهای نظری موسیقی شامل،آهنگسازی،تئوری موسیقی ایرانی و جهانی،تاریخ موسیقی،سبک شناسی در موسیقی و نیز دوره های موسیقی کودکان شامل سازهای زیلوفن ،گزیلوفن، بلز، فلوت ریکوردر و... می باشد.

این آموزشگاه دارای کلاسهای مجزا ی گروهی و خصوصی برای دختران و پسران بوده واز تجهیزات کامل فنی از قبیل کتابخانه تخصصی موسیقی،کلاسهای متعدد اکوستیک ومناسب جهت آموزش موسیقی،کارگاه تخصصی تعمیرات انواع سازها، پیانودیجیتال و آکوستیک ،امکان دسترسی اینترنت (WIRE LESS) برای هنرآموزان،سیستم حضور وغیاب الکترونیکی هوشمند ،دفتر مدیریت مجزا و سالن انتظار ،محل استراحت اساتید و سرویس مناسب بهداشتی وتهویه  و...  برخوردار است.





ارتباط مذهب و موسیقی سنّتی در ایران

 دکترسیّد مرتضی سیّد خاوری لنگرودی – موسس آموزشگاه مکتب خانه میرزا عبدالله قم

طبیعت اوّلین معلّم موسیقی بشر بوده و انسان این صنعت را در اثر هوش و ذکاوت خداداد، رفته رفته تکمیل کرده است. به طوری که امروزه، تنها نمی‌توان گفت که موسیقی صنعت است، بلکه در عین حال هنر و علم و زبان است. در فلسفۀ نظری ارسطو، موسیقی یکی از شعب ریاضی به شمار می‌رود و فیلسوفان اسلامی هم تقسیم‌بندی ارسطو را در کتابهای فلسفی ذکر کرده و موسیقی را جزء ریاضی محسوب داشته‌اند، زیرا عنصر اصلی موسیقی یعنی صوت و زیر و بمی اصوات، در اثر نسبت‌های ریاضی پیدا می‌شود و از طرفی چون تمام قواعد موسیقی به اندازۀ ریاضی مسلّم و بدون تغییر نیست و ذوق و قریحۀ سازنده و نوازنده هم در آن دخالت تام دارد، پس می‌توان آن را هنر نامید.

بنابراین موسیقی دارای دو جنبه است: جنبۀ علمی و جنبۀ هنری. همچنین موسیقی از چشم بسیاری از صاحبنظران دارای دو جنبۀ منفی (مبتذل) و مثبت است. موسیقی مثبت که برای تزکیۀ نفس و ایجاد حسّ شفقت و مهربانی و بشردوستی و خداپرستی است و موسیقی مبتذل که ابتذال در کلام و آهنگ، نقش واقعی آن را به انحطاط کشیده و میل به شهوت‌رانی (در همه زمینه‌ها) و هوس‌پروری را جانشین آن می‌کند که به علّت انتشار این نوع موسیقی مبتذل و به تعبیری «شهوانی» در میان مردم، پیشوایان مذهب، برای جلوگیری از فساد اخلاق، موسیقی را حرام کرده و حقّ هم داشته‌اند. از طرف دیگر، بنا به علل متعدّد اجتماعی، از این هنر، همیشه به وسیلۀ اقلیّت خاصّی استفاده‌های نابحق مادی می‌شده و رفتار فاقد اصالت و پاکیزگی این گروه موجب می‌شده که تودۀ مردم و بخصوص اهل علم و تفکّر، فرزندان خود را از اشتغال به موسیقی باز بدارند و به رشته‌های دیگر متوجّه کنند. موسیقی در ایّام اخیر، پست‌ترین شغل به نظر می‌آمد و اگر در اوایل قرن حاضر کوششهای بزرگانی مثل میرزا عبدالله و سماع حضور نبود، شاید وضع عمومی قضاوت عامّه دربارۀ موسیقیدانان از این هم بدتر می‌شد. قدما می‌گفتند: «این متولّی است که حرمت امامزاده را نگاه می‌دارد» و ما در این مقاله، بدون آنکه بخواهیم تقدّس خاصّی برای موسیقی قائل شویم، می‌خواهیم دورنمایی کلّی از اوضاع اهل موسیقی و علاقه‌مندان به آن در سده‌های گذشته، داشته باشیم. شاید نتایج این مقاله برای عدّه‌ای تعجّب‌آور باشد و مشکل بتوانند باور کنند که در قدیم، تعداد افراد قابل توجّهی از اهل فضل و اهل کسوت مقدّس روحانیّت و علاقه‌مند به اهل بیت (ع)، به صنعت موسیقی وقوف تام و تمام داشتند و گاه از اساتید مسلّم به شمار می‌رفتند و از این راه که در هنرهایی مثل تعزیه، شبیه‌خوانی، و ... خلاصه «هنر آوازخوانی» منعکس می‌شود- چه خدماتی به موسیقی قدیم این مُلک شده است.

پس از استیلای خاندان آل طاهر بر خراسان و به سرآمدن خلافت اعراب در ایران، بین سالهای 206 هجری تا 616 هجری، و علیرغم ویرانگریهای بسیاری مغولها در پایان این دوران، دانشمندان بزرگی چون ابونصر فارابی، بوعلی سینا، محمّد غزالی، ذکریّای رازی، صفی الدّین ارموی، قطب الدّین شیرازی و عبدالقادر مراغه‌ای، افتخارات نوینی بر تاریخ تأثیر اسلام در ایران گذاشتند. شعرای بزرگی چون رودکی، فردوسی، سعدی، حافظ، مولوی، منوچهری، نظامی و جامی با سخنان بلیغ و اشعار فصیح برگرفته از متون اسلامی، گفتار و ادب پارسی را مزیّن نمودند ولی با سپری شدن نفوذ خلفای تمدّن اُموی و عبّاسی که مشوّق و پناهی برای هنر و موسیقی و قشر موسیقی‌دان بوده‌اند، دیگر جنبش ارزشمندی در این فاصله (و بخصوص دوران صفویّه) در زمینۀ موسیقی به عمل نیامد. چنانکه بعد از فارابی، بوعلی سینا، صفی الدّین و ابن غیبی، دیگر در زمینه موسیقی نظری کتاب بزرگی تألیف نشد و تاریخ موسیقی قدیم با فوت عبدالقادر مراغه‌ای در سنۀ 838 هجری در تاریکی فرورفت.

نوازندگان عزّت و جلال قدیم را به کلّی از دست داده و جزء پست‌ترین طبقات جامعه به حساب می‌آمدند و در نتیجه روز به روز از تعداد آنها کاسته می‌شد. در چنین مقطع حسّاسی که خطر نابودی میراث موسیقی قدیم وجود داشت، بانفوذترین و مستحکم‌ترین پشتوانۀ موسیقی قدیم، نوعی از انواع موسیقی که به نوعی موسیقی مذهبی نام دارد، موسیقی قدیم ایران را تا حدّی از ورطۀ نابودی نجات بخشید. موسیقی مذهبی، علاوه بر دارا بودن محتوای غنی موسیقی کهن «به خصوص در موسیقی آوازی» همگام و همزبان با باورهای مذهبی مردم بود و این، در تکوین آن سهمی بسزا داشت. قدیمی‌ترین تاریخچۀ این نوع موسیقی به دوران طایفۀ آل بویه می‌رسد که برای اوّلین بار، به دستور احمد معزّالدّوله در این طایفه، به احترام حضرت سیّدالشّهداء (ع) در دهۀ اوّل محرّم، مراسم تعزیه با شکوه خاصّی برگزار گردید و این وضع تا دورۀ سلجوقی ادامه پیدا کرد. در ایّام دهۀ عاشورا، مردم برای اجرای عزاداری، اشعاری می‌سرودند و آنها را با آهنگ مخصوصی می‌خواندند. در ماه‌های صفر و شبهای احیاء ماه رمضان نیز نوحه‌خوانی و سینه‌زنی رواج پیدا کرد. مراسم عزاداری به صورتهای مختلف اجراء می‌شد و هر صورت دارای محتوای خاصّی از موسیقی قدیم بود، از اهمّ انواع کلام موزون و آواز و موسیقی مذهبی موارد زیر را می‌توان نام برد:

1- روضه‌خوانی: تاریخ روضه‌خوانی  مقدّم بر تعزیه است و وجه تسمیّۀ آن، قرائت کتاب روضه‌الشّهداء است که از دورۀ صفویّه شروع شد. در این مراسم، اشعاری با آهنگ محزون و غمناک به منظور متأثر ساختن حاضرین خوانده می‌شد. معمولاً اهل منبر دو طبقه بودند. یکی واعظین که بعد از خطبۀ افتتاحیّه و طرح یکی از آیات قرآنی و تحقیق دربارۀ آن آیه، با ذکر امثال و حکم، مطالبِ عالی و اخلاقی و مذهبی را تشریح و توضیح می‌نمودند و در آخر هم به ذکر مصیبت می‌پرداختند. دستۀ دوّم روضه‌خوانان، که منبر را با سلام بر سیّدالشّهداء شروع کرده و بلافاصله وارد ذکر مصیبت می‌شدند،  برای این دسته که آنها را ذاکرین می‌گفتند، آواز خوش و اطّلاع از موسیقی جزء لوازم کار بود، زیرا هرکدام بهتر می‌توانستند اشعار را به کمک نغمات، بهتر جلوه دهند، منبرشان مستمع زیادتری پیدا می‌کرد. به همین خاطر، از این گروه عدّه زیادی به فن علمی و عملی موسیقی آشنایی داشتند و بعضاً کتابهای جامعی چون دُرّه التّاج قطب الدّین شیرازی را تدریس می‌کردند. پسوند «ذاکرین» نیز وجه مشخّصۀ عدّۀ زیادی از این گروه شد که اندکی از آنها، هنوز هم نزد اهل مطالعه و آشنایان به تاریخ موسیقی شهرت دارند. در این مجالس، همراه با سینه‌زنی و دسته‌گردانی، نغمات ملّی و آوازهای مقامی ایران به شکل روضه و در قالب اشعار مذهبی، شنوندگان را تحت تأثیر قرار می‌داد. این روش، وسیلۀ بسیار خوبی برای نگهداری و اشاعۀ موسیقی ملّی «به مفهوم حقیقی نه به اصطلاح امروز» بود. همچنین سینه‌زنی در حفظ و اشاعۀ آهنگهای ضربی با میزان، سهم زیادی داشته است.

در زمان ناصرالدّین قاجار، در میان اهل منبر، بعضی از لحاظ اطّلاعات موسیقی و تسلّط به ردیف آوازی به مقام استادی رسیدند که از آن جمله‌اند: 1- حاج تاج نیشابوری، ملقّب به تاج الواعظین که نقل می‌کنند تسلّط وی به ردیف آوازی و نغمه‌ها از طرفی و صوت خوش وی از طرف دیگر به حدّی بود که همین که او از منبری پایین می‌آمد، اکثر حضّار به پا می‌خاستند تا خود را به مجلس دیگری که او بنا بود در آنجا منبر برود، برسانند و از صوت دلنشین وی استفاده کنند. 2- حاج میرزا لطف الله اصفهانی 3- سیّد باقر جندقی 4- حاج سیّد حسن که معروف به حسن شبیه اصفهانی بود که در اطّلاعات علمی و عملی موسیقی، تبحّر بسیار داشت. 5- شیخ طاهر خراسانی، ملقّب به ضیاءالدّین 6- شیخ علی زرگر که از اعاظم مدّاحین استاد و بسیار خوش‌صوت و زیباخوان بوده است. از وعّاظ خوش‌صوت دیگر آن دوره، خانواده ملک تفرشی [1- سیّد حبیب‌الله تفرشی (ملک الواعظین) 2- سیّد عزیزالله تفرشی (ملک الذّاکرین) (که از قضات بود و اطّلاعات موسیقی و صدای دلپذیر او را کسانی که شنیده‌اند، بسیار تحسین نموده‌اند. وی از بزرگترین خوانندگان دورۀ میرزا حسینقلی است که با درویش خان و باقرخان کمانچه‌کش نیز معاشر بود و سیّد حسین طاهرزاده از او با احترام بسیار زیادی یاد می‌کرد) 3- (سیّد محمود سراج الذّاکرین) 4- سیّد عبّاس معاون] [خانواده سیف (سیف الذّاکرین تبریزی و دو فرزندش مجد سیف و ناصر سیف)] [شیخ حبیب‌الله شمس الذّاکرین کاشی که استاد مرحوم ابراهیم بوذری استاد موسیقی و خط است] [شیخ عبدالحسین تبریزی که شاگرد مرحوم اقبال السّلطان است] [خانوادۀ رسائی نیز، همه اهل منبر و خوش‌آواز بوده‌اند، چنانکه میرزا طاهر ضیاء رسائی، ملقّب به ضیاءالذّاکرین در خواندن آواز و تصنیف و گرفتن ضرب نیز مهارت داشته و تصنیفهای قدیمی معروف به «کار عمل» را نیز بسایر خوب می‌خوانده و مرحوم استاد غلامحسین بنان از شاگردان اوست] از دیگر کسانی که اهل منبر بوده و صوت خوشی داشته، سیّد محمّد رضای بدیع معروف به بدیع المتکلّمین کاشی است که ردیف‌دان کاملی بوده و سبک درست خواندن را به خوبی می‌دانسته وی در زمرۀ روحانیّون آزادیخواه بود که در اوائل دورۀ مشروطه، با حسن صوت و گفتار گرم خود، هواخواهانی یافت و مخصوصاً در استبداد صغیر، به موجب نامه‌ای که از مرجع وقت، یعنی آخوند ملامحمّد کاظم خراسانی از نجف دریافت کرد، عَلَم مخالفت با محمّدعلی‌شاه برافراشت و از طرف انجمن فاطمیّه که در تهران برای اعدۀ مشروطیّت اقدام می‌کرد، مأموریّت یافت که به هر طریقی که بتواند، در تحریک احساسات مردم پیشقدم شود. وی بعدها در دورۀ ناصرالملک نایب السّلطنه، فکر عجیبی به خاطرش رسید، الاغی را انار بار کرده و در خیابانها، اشعار مناسبی را که پسر عمویش سیّد احمد خاوری درین موضوع ساخته بود، با آواز می‌خواند.

طبق گفتۀ استاد محترم، جناب آقای عبدالحسین حایری، مرحوم بدیع معروف به «سیّد اناری» بوده و مورد احترام معمّرین قدیم تهرانی است که در سال 1340 درگذشت.

(ادامه در آرشیو مقالات)

 


در حال بارگذاری ...